قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

480

تاريخ الفي ( فارسى )

و در تاريخ ابن اعثم كوفى آورده كه روزى اشتر نخعى مردمان عراق را بر جنگ تحريص مىكرد و مىگفت : اى قوم به حمد اللّه كه ما بر حقّيم و در خدمت پسر عمّ مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، علىّ بن ابى طالب ، كه شمشيريست از شمشيرهاى خدا ، مىباشيم و بدين جنگ كه با اين جماعت مخالفان و عاصيان مىكنيم رضاى خداى تعالى و بهشت جاويدان و خلاصى از عذاب آن جهان چشم داريم . فضائل و كمالات امير ما علىّ بن ابى طالب از آن روشنتر است كه به بيان احتياج داشته باشد ، چرا كه ، او اوّل كسى است كه با پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، نماز گزارد و هيچ‌كس در عبادت بر او پيشى نگرفته و در راه طاعت هرگز از او تقصيرى به وجود نيامده . او مردى است در شناختن دقايق حلال و حرام كامل و در معرفت حقايق علم شريعت متبحّر . پس اى قوم از خداى تعالى بترسيد و پيروى اين‌چنين پيشوايى را غنيمت دانيد و بر تقديم مراسم خدمت و لوازم بندگى او كمال سعى و اهتمام به جاى آريد و نيكبختى دين [ 65 ب ] و دنيا در فرمانبردارى او شناسيد . چون اشتر نخعى از سخن فارغ شد اشعث بن قيس زبان به مدح و ثناى امير المؤمنين حيدر بگشاد و گفت : اى مردمان ! خداى تعالى را در حقّ ما نعمتهاى بسيار است و بهترين نعمتها و نيكوترين همه عطيه‌ها كه خداى تعالى ما را بدان مخصوص گردانيده آن است كه [ كسى ] چون علىّ بن ابى طالب را پيشوا و مقتداى ما عنايت فرموده ، شكر اين نعمت به چه زبان توان ادا نمود ؟ و اصحاب پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، كه در بيشتر غزاها در خدمت حضرت رسالت‌پناهى بودند و شرف صحبت و مجالست آن حضرت يافته‌اند با مااند . و اگر فى المثل بنده‌اى حبشى پيشواى ما بودى از راه عقل و شرع اطاعت و انقياد او ما را لازم بودى ، پس چگونه [ است اينك كه ] امام و پيشوا و خليفه و مقتداى ما پسر عمّ مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، باشد ؟ كه به حقيقت وصىّ او و برادر او و پدر فرزندان او و وارث علم او و هادى امّت و شايستهء علم و حكمت اوست ، و مصطفى را ، صلّى اللّه عليه و آله ، در وقت كودكى تصديق نموده و با او نمازگزارده و ايّام جوانى كه ابتداء زندگانى و موسم شادمانى است در خدمت آن حضرت گذرانيده تا به سن كمال رسيده و در جميع غزاها به فرمان او شمشيرها زده و جان فداى اشارت و خدمت او داشته و به خدمات پسنديده قيام نموده و با وجود اينها به شرف قرابت و دامادى مواصلت يافته . اين‌چنين شخصى گرامىذات ستوده‌صفات چگونه با معاويه كه آزادكرده و پسر آزادكرده است برابر توان كرد ؟ و كدام عاقل خدمت دولت اين را از دست داده مصاحبت معاويه اختيار نمايد ؟ جماعتى بىدينان و گمراهان و طايفه‌اى كوران و كران بر او جمع شده‌اند و او را به راههاى خطا مىدارند و تدبيرهاى ناصواب پيش او مىنهند . نتيجهء افعال و اعمال ايشان در اين دنيا ننگ خواهد بود و در آخرت آتش دوزخ . از خدا بترسيد اى